تعامل یا تقابل


چند هزار نفر در حوزه اکسچنج رمزارزها مشغول به فعالیت هستند، مستقیم و غیرمستقیم.

اگر جواب سوال را نمیدانید زیاد عجیب نیست نه هیچ وقت صنفی داشته اند و نه صدای رسایی. در بیصدایی و سکوت تلاش کردند سرمایه های ایرانیان را از مارکت های خارجی به مارکت های ایرانی بیاورند.

کار سختی بود و هست. مسولیت زیادی را طلب میکند، مهارت میخواهد. انرژی و سرمایه زندگی و جوانی میخواهد تا بسازد و بسوزد و به کشورش عشق بورزد.

آمریکا هم برایشان کم نزاشت یا تحریم شدند یا تحت تعقیب قرار گرفتند، عده ای میدانند، عده ای هم نه.

زحمت کشیدند، عرق ریختند و ذوق کردند که برای کشورشان قدمی برمیدارند. با هر نهاد و مسولی جلسه برگزار کردند زبانی از آنها حمایت شد و موقع عمل هیجوقت شاید آنطور که باید حمایت نشدند. دلشان شکست ولی باز ادامه دادند. گفتند اگر بجای کار کردن به کما میرفتیم و بعد از چند سال به هوش می آمدیم دارایی مان بیشتر بود. ولی عامل دیگری به جلو میراندشان. عشق به وطن و هموطن و گره گشایی از مشکلات کشور.

بیصدا و آرام برایشان هم آنور نزد دشمن قسم خورده مان آمریکا و هم اینور در آغوش وطن برایشان اینطور که میگویند پرونده ساختند. باز هم دلشان شکست، روحشان و غرورشان خدشه دار شد. ولی هنوز هم امیدوارند، با چشمانی پر امید و با روحی خسته باز هم میسازند و میسازند.

آی مسولین، آی انقلابیون، اینها بچه های انقلاب هستند که عده ای از روی ناآگاهی رفتاری میکنند بسان رفتارشان با دشمن.

چند هزار نفر در این حوزه مشغول به فعالیت سالم هستند یعنی چند هزار خانواده. فرد خلاق اگر از مسیر خلاقیت دور شود نه تنها به جامعه کمک نمیکند، دلزده هم میشود.

این ها بچه های این کشورند و مدیون کشورشان، خواستند و میخواهند بسازند، کمکشان کنید. دستشان را بگیرید. جلوی دشمن رو سیاهشان نکنید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.