شراب هفده ساله


شانزده یا هفده سال است با هم میدویم، عین فارست گامپ. به ما اضافه شدند و از ما کم شدند، تا جایی که دیگر دونده هایی با ما هستند که با هم میدویم، با هم مسیر را تعیین میکنیم،گاهی سر از بیراهه درمی آوریم و گاهی از بیرون به تیم به ما حمله میشود، ولی یا تعداد ما بیشتر است، یا تدبیر ما قویتر. به هر طریقی که شده از پسش بر می آییم و باز هم میدویم. تند تند، نفس زنان، ولی نمی ایستیم. وقتی فقط من و تو بودیم اینقدر توان نداشتیم ولی میخواستیم همه دنیا را فتح کنیم، الان دیگر فقط من و تو نیستیم، با شرکایمان به دید مشترکی رسیدیم و تیمی داریم از خودمان تازه نفس تر و جنگنده تر، میدانیم آخر این جاده سبز است.میدانیم شاید خیلی ها دیدن شراکت ما را نداشته باشند ولی ما هستیم و تا آخرش هم هستیم.دلگرمی هم هستیم و پشت گرمی هم.فقط من تو نیستیم دیگر ، یک تیم هستیم قوی و پرو رو.

یادم به روهای نخستین و قدم های اول من و تو می افتد، هر کس قصه خودش را دارد و من و تو قصه خودمان را، از همانموقع که با هم آشنا شدیم هفده بهار گذشته است ، و هر هفده تایش را هم در جنگ گذراندیم. ولی برای ساختن آینده ای بهتر. گاهی جبهه های نبردمان عوض شد و گاهی با هم در یک جبهه بودیم. این چندسال اخیر که پرچم بدست من است ،یکی از تکیه گاه هایش تو هستی، نمیگویم بدی کردم که میدانم همچنان بدی میکنم، ولی تو هم کم نگذاشتی مثل گربه و موشش مثل کارد و پنیر همیشه به جان هم افتاده ایم،ولی برای خلق ارزش بزرگتر. شاید همه چیزمان را دادیم در راه این خلق ارزش، آرامشمان کمتر شد، دردهایمان بیشتر شد ولی همه اش در راستای یک هدف بزرگتر است، رابطه من و تو نمیدانم چیست، هر چه هست منحصر به خودمان است، نسخه خاص خودمان است، تو و من و شرکایمان و همی تیمی هایمان برای خلق ارزشی بزرگ و من و تو و گربه برای سازشی بهتر و محبتی مدام،عشق را ما اینگونه معنی کردیم. برای ما عشق همین است، همیشه هوای یکدیگر را داشته باشیم و اتحادمان را برای خلق ارزشهای بزرگتر حفظ کنیم. ممنون که هستی رفیق هفده ساله.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.