شوق


شاید زیاد شنیده اید که صبح که از خواب بیدار شدید، اگر دیدی هدفی نداری که برایش بجنگی همان بهتر که برگردید به رختخواب و بخوابید. شوق داشتن،شوق دیدن آدمها، شوق دیدن همکارها، شوق دیدن بعضی ها سرحالت میکندر هر سازمانی افرادی هستند که فقط عددی که آخر ماه دریافت میکنن میبیند و افرادی هم هستن که برای اهداف بیزنس میجنگند. بیزنس در حال رشد است،بیزنس نیاز به مدیران، سرپرستان، ایده پردازان و تحیلیگران دارد،افرادی که با بیزنس میمانند و در شرایط سخت اقتصادی کشور تلاش میکنند در آینده شرکت هم میتوانند سهمی داشته باشند ، در اینکه اقتصاد ما مشکلات خاص خودش را دارد باز هم شکی نیست.برخی آدمها حال دلت را خوب میکنند، حتی دیدنشان، گاهی فراموش میکنی که چقدر بودنشان با نبودشان فرق داد، آدمها همه مثل هم نیستند، حتی بعضی از آن صبحها برای دیدن این همکاران و شورو شوقشان به محل کار میروی. آنقدر انرژی میگیری که برای همه روزت کافیست.شرکت که بزرگ میشود رفت و آمدها هم بیشتر میشود، همکارهای جدید و از دست دادن همکار های قدیمیتر. همه اش را جزیی از کسب و کار میدانم.ورود افراد با انگیزه با کلی انرژی حال آدم را خوب میکند. دارم از آنها یاد میگیرم. آنهایی هم که قطع همکاری کردند برایشان آرزوی موفقیت میکنم. یکی از قشنگی های امروزاین بود که یکی از نازنین همکارانم که بخاطر سربازی از شرکت جدا شده بود، امروز برگشت و چقدر خوشحال شدم.باز هم میگوین بیزنس است و قشنگی هایش. و نیک اندیش برای افرادی مناسب است که آینده نگار باشند، نه آنانی که فقط میخواهند شیفتشان را پر کنند. وقتی میخواهی در سیستمی رشد کنند باید فراتر از آنچه از تو خواسته شده انجام بدی، توانایی خودش نشان دهد و با کمک همکارانش خودش را بالا بکشید. یک مرید خوب؛ یک سرپرست خوب و یا یک مسول خوب که وقتی کاری را به او میسپاری دیگر خیالت راحت باشد که حواسش به همه چیز است. فکز میکنم مهمترین دلیل رشد در یک سازمان همین باشد

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.