اگر مسیح هزار بار در بیت اللحم زاده شود، تو را چه سود، که یک بار در تو زاده نشد و همچنان دلمرده و بی نوا ماندی.

عبارت معروفی هست نمیدانم از کدام بزرگوار، ولی من در یکی از سخنرانی های استاد الهی قمشه ای شنیدم. تقریبا توی هر مسکل و آیینی دوره ای رو برای ارتباط بیشتر با خالق و تمرکز روی خواستن آنچه از او میخواهی وجود دارد.

چقدر به مفهومش توجه میکنیم و چقدر به حفظ ظاهرش. چقدر تظاهر میکنیم و چقدر درونمون رو پاک میکنیم.

چه سود اگر مسیح در ما هیچوقت زاده نشود، و ما فقط نخوریم و ننوشیم. رمضان باید فرصتی باشد که ما از بینوایی و دلمردگی نجات پیدا کنیم و مسیح درونمون زنده شود، آنوقت این پرهیزهای غذایی و رفتاری به تکامل ما شاید کمک کرد. همه ما روزی به سوی خالق پرواز خواهیم کرد یا به دورترین فاصله با خالق پرت خواهیم شد، آن وقت میفهمیم از فرصت هایی که امروز داریم چقدر استفاده کردیم و چقدر فقط تظاهر کردیم.

امیدوارم این ماه ماهی باشد که مسیح در ما زاده شود و فکر کنیم کجاییم و چه کردیم و چه میخواهیم بکنیم و سود خلق از ما چه خواهد بود.