هزار ماه


خودش در کتابش میگوید این شب از هزار ماه برتر است، خودش همان ذات واحد و همان معشوق تمام عالم میگوید ای آدم بدان که جز من هیچ کس نمیتواند تو را به اهمیت این شب آگاهی بخشد، من خدایت به تو میگویم، این شب از هزار ماه هم برتر است. و مهربان خدایی که آدرس این شبها را به ما داده است و دیگر فکر کنم خودمان هستیم که به اندازه ظرف وجودمان میتوانیم از آن بهره ببریم. هرچقدر ظرفمان را بزرگتر کنیم هرچقدر ظرفمان بزرگتر باشد بهره مان هم بیشتر. دیگر عرضه ما هست که از لطف ذات احدی چه بهره ای میتوانیم ببریم. فقط به خودمان مربوط است. میفرماید تا صبح فرشتگان سلام گویان هستند. ازین شبها که تاید شود بر زیبایی اش کمتر داریم. از آن آدمها هم که قدرش را بدانند کمتر داریم. وقتی در عرفان و ادبیان ما هم دائما از مهربانی و لطف و کرمش میگویند، بیخود نمیگویند که. تجلی اش در کتابی است که ذات مهربانش برایمان فرستاده است. آخر چه کسی هست بداند که این شب، از شب تا صبح سلام است را رها کند و تلاش نکند حداقل خودش را در خیل عظیم عاشقانش وارد نکند که سلامی هم نثار او شود. قبلا این قدری است که باید قدرش را بدانیم. این مهربانی بی اندازه اش است که نثارمان شده است، شکرش بگوییم و برای مملکتمان دعا کنیم. برای حال خوب همه آدمهای دنیا دعا کنیم. برای آگاهی و بصیرت همه دعا کنیم. دعا کنیم برای آنانی که نتوانستند از برکت این شب استفاده کنند، برای آنان که در تلاش برای روزی حلال آنقدر تا شب خسته بودند که نتوانستند از کرامات این شب بهره ببرند دعا کنیم. خیلی از آنها خوابشان از دعای ما هم با ارزش تر است، خوابشان در شب قدر هم اجرش بسیار است، از خدا بخواهیم ما را در ردیف عزیرکرده های خودش قرار دهد. از خدا بخواهیم حال دل مردمان کشورمان را خوب کند. از خدا بخواهیم کسی را شرمنده نکند جز دشمنانمان را. از خدا بخواهیم و بگوییم تویی که از رگی گردن به من نزدیکتری لحظه ای مرا به حال خودم مگذار. خدایا اگر تا شب قدر سال دیگر بودم توفیقم ده که باز به درگاهت دست بلند کنم و آنطوری که دوست دارم صدایت کنم و اگر تا سال دیگر عمرم به این دنیا نبود، باز هم توکلم فقط به خودت است. خدایا من هیچ برای خودم نمیخواهم ، هرجای این زندگی تمام شود راضیم، فقط کمک کن بتوانم قدمی برای مخلوقاتت بردارم، بتوانم دنیا را به جای بهتری برای زندگی همه مخلوقاتت تبدیل کنم. بتوانم کاسبی حلال داشته باشم و در کنارش آدمهای بیشتری را مشغول بکار کنم. به من توان بده بتوانم برای کشورم مفید باشم. خدایا من راضی ام تو هم راضی باش. خدایا من بهشت و جهنم را نمیخواهم. نه رود پر از شیر میخواهم نه حوری های بهشتی.نه بلدم چرتکه بیندازم که چقدر تواب و گناه کردم. خدایا من هیچ ندارم من فقط وصال خودت را میخواهم. به من توان بده برای آنچه آرزو کردم توان و عرضه داشته باشم. بتوانم بجنگم برایش و کم نیارم. تو ارحم الراحمینی. من با همه توانی که تو به من دادی میجنگم و آخرش تسلیم تو هستم.

طاقت برسید و هم بگفتم

عشقت که ز خلق می‌نهفتم

طاقم ز فراق و صبر و آرام

زآن روز که با غم تو جفتم

آهنگ دراز شب ز من پرس

کز فرقت تو دمی نخفتم

بر هر مژه قطره‌ای چو الماس

دارم که به گریه سنگ سفتم

گر کشته شوم عجب مدارید

من خود ز حیات در شگفتم

تقدیر درین میانم انداخت

چندانکه کناره می‌گرفتم

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.