استارتاپ


فضای استارت آپی ایران از همان اوایل دهه نود که متولد شد شاهد بالا و پایین های زیادی بود، عده ای جوان که در ابتدا کسی جدی شان نمیگرفت ولی جنگیدند و کار را به جایی رساندند که کارخانه های تعطیل شده را هم به فضای کاری خودشان تبدیل کردند، نسل اولشان بزرگ شد ، سرمایه های بزرگ جذب کردند، عده ای شان هم به غول های بزرگ اقتصادی وصل شدند تا حدی که بعضی هایشان که روزی نگران انحصار بودند، انحصارگر شدند و منکرش هم شدند. تقریبا یک دهه چند سال کمتر، از آن روزها میگذرد و الان دیگر تقریبا همه جامعه میدانند استارتاپ چیست.دولتی ها برای جلب توجه هم که شده بعضی هایشان در عمل و بعضی هایشان در حد حرف از استارتاپ ها یا همان کسب و کارهای نوپا حمایت میکنند. استارتاپ ها دیگر بیگانه نیستند، مثل روزهای اول نیست چپ و راست فیلتر شوند. ولی هنوز هم مورد بی لطفی قرار میگیرد، هنوز هم جریان هایی ساخته میشود و علیه آنها جبهه گیری میکنند، این استارتاپ ها که هستند، عده ای جوان که منتظر نمانده اند دولت برایشان شغل ایجاد کند، خودشان آستین هایشان را بالا زنده اند و یا علی گفته اند و پای کار آمده اند، ثابت هم کرده اند میتوانند آنقدر بزرگ شوند که هم گره از مشکلات اقتصادی مردم باز کنند و هم کارآفرینی کنند آن هم برای صدها هزار نفر. آنقدر بزرگ شده اند که عده ای بدنبال کسب رانت وارد این حوزه میشوند. یک کلام آنقدر بزرگ شده اند که نیاز به توجه ویژه دارند. یعنی حمایت از کسب و کارها فقط راه اندازی کارخانه های تعطیل شده نیست، که صد البته آن هم جای تشکر دارد، ولی رسیدگی به دردهای این حوزه طلب لطف بیشتری میکند، این حوزه نشان داده است میتواند در اقتصاد کلان کشور نقش داشته باشد، چقدر خوب است که دولت بیش از پیش به فکر این حوزه باشد، چقدر خوب است حتی وزارتخانه یا سازمانی ویژه استارتاپ ها باشد، چقدر خوب میشود اگر قدری بیشتر به دردل و دل های خون دل خورده های همیشه نادیده گرفته شده اقتصاد کشور هم توجه کنند.

دیگر زمانش رسیده، جدی تر و رسمی تر و فراتر از یک اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی که آن هم تابع شرایط خاص است و حتی خیلی از کسب و کارها نمیتوانند عضوش شوند اقدام کنیم. دیگر وقتش رسیده وقتی کسب و کاری نوپا وارد میدان شد، رفتار قهرآمیز با آن نداشته باشیم، جایی باشد که صدایش را بشنود. جایی باشد ساخته شده از درون همین جامعه. از کسانی که درد ایران و منافع ملی و رشد اقتصاد را دارند. وقتش رسیده جدی تر گرفته شویم، وقتش رسیده جدی تر بگیریدمان. وقتش رسیده نگذارید سره و ناسره با هم در یک فضای خاکستری دست و پا بزنند. دست یاری ما دراز است، قوه مجریه، قوه قضاییه، قوه مقننه، دلسوزان نظام دست رد به سینه مان نزنید. ما هستیم برای فردایی بهتر، ما هستیم برای اینکه آنچه در توان داریم در طبق اخلاص بگذاریم برای انقلاب و کشور و نظاممان. بخدا که ما میتوانیم

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

نسیم عطرگردان را شِکَر در مجمر اندازیم

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.