تنفر از بیت کوین


اول این را بگویم به نظرم نقطه مقابل عشق نفرت نیست. نقطه مقابل عشق بی تفاوتی است. تا زمانی که از فردی متنفر هستی یعنی ته دلت هنوز او را میخواهی، همان مثل معروف که میگوید “اکر با من نبودش هیچ میلی، چرا ظرف مرا بشکست لیلی” ، لذا آدمی اگر از چیزی متنفر است برایش مهم است. این نفرت خشمی فروخورده است که باید بروز پیدا کند و التیام بخشیده شود و یا هرچقدر دامنه این بی تفاوتی بیشتر شود. دیگر راهی برای وصلت محقق نمیشود و اگر هم شد، دیگر حلاوتی ندارد. و نوشداروی بعد از مرگ سهراب میشود. در حوزه کریپتو کارنسی ها هم چیزی که از محافظه کارانه ترین نهادها هم میبینم نفرت است نه بی تفاوتی و این به من جان تازه ای میدهد برای ادامه و تقابل و حرف زدن. وقتی از موضوعی متنفر هستنی ولی از آن طرف نگرانی های دیگر را هم داری مانند منافع ملی کشورت، مانند اشتغالزایی جوانات، توسعه ملی کشورت و انقلابت که برای انها خون ها داده ای . درکشان میکنم وقتی فقط با غیض میگوییند که اصلا این موصوغ خوب هم باشد بدرد کشور ما نمیخورد. این ها را به فال نیک میگیرم.این روزها به نظر بنده و در حوزه کریتو کارنسی ها وطنمان آبستن اتفاقات خوب است. این نظر شخصی من است. وقتی میبینم در همه نهاد ها، کمسیون ها و کارگروه هایی تشکیلی میشود و از فعالین دعوت میشود در این کمسیون ها حضور پیدا کنند نشانه خوبی است که حاکمیت هم به دنبال حل مشکل و جلوگیری از ایجاد بحران است. البته که این کمسیون ها و کارگروههای موازی را خطرناک هم میدانم، زیرا که باعث ایجاد تفرقه و تصمیماتی موازی میشود که خدای نکرده ممکن است هرگز اجرا نشوند. با این حال درخواستم از مجلس و بانک مرکزی این است، با توجه به واقعیت که حضور سایر کارگروه ها در نهاد های مختلف وجود دارد، همه این ها را در یک قالب جمع آوری کند و کمسیونی تشکیل شود که هم از کسب و کارها باشند و هم افرادی علمی و دانشگاهی و هم از نهاد های ناظر ، فکر میکنم این راه بهتری است تا نتیجه ای حاصل شود. حوزه کریپتوکارنسی فقط استخراج و تبادل نیست. همه افراد حاضر در این حوزه که تعدادشان به صورت مستقیم و غیر مستقیم به یکصد هراز نفر میرسد در رسته های مختلفی کار میکنند، آموزش، رسانه، تعمیرات، تبادل و بسیاری کسب و کارهای دیگر که وابسته به این حوزه هستند مانند کسب وکار های پرداختیاری ، سرویس های ارائه دهنده سایر خدمات آنلاین و غیر آنلاین که مستقیم و غیر مستقیم با این حوزه در ارتباط هستند ، باز به عنوان مثال ، صنعت ساخت و ساز،تولید و توسعه نیروگاه ها و حتی کسب و کاری که پیامک ما را مشتری های ما ارسال میکند . در مجموع همه این حوزه یک رسیدگی نیاز دارد و نیازمند اتحاد بین دلسوزان است . فکر نمیکنم موازی پیش بردن کارها در نهایت به نفعمان شود. موکدا عرض میکنم باید یک کمسیون مشترک تشکیل شود و در دل آن، کارگروه های تخصصی ایجاد شود، کارگروههای که اعضای آن هم بدانند مساله رمزارزها قرار است در همین کمسیون وکار گروه ها حل شود و برای پیشبردش تلاش کنند نه اینکه موازی کاری ها باعث دلسردی افراد شود و در نهایت هم بدون نتیجه رها شود. در انتها با وجود همه چالش ها دید بنده مثبت است و امیدوارم انشالله شاهد این دیدگاه در نهاد های حاکمیتی ما هم باشیم. ما هم به عنوان کوچکترین سربازان وطن آماده فرمان هستیم.

لباس فکرت و اندیشه‌ها برون انداز

که آفتاب نتابد مگر که بر عوران

پناه گیر تو در زلف شمس تبریزی

که مشک بارد تا وارهی ز کافوران

یا علی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.