طوفان فکری بجای جلسه


در برخی از سازمانها ، عموما دولتی و نیمه خصوصی حق جلسه ای تعریف شده و هرکس تلاش میکند بیشتر در جلسه باشد تا حق و حقوق بیشتری بگیرد،جلسات با سلام و صلوات شروع میشود معمولا آرام و یکنواحت پیش میرود و در پایان هم با عارف و تمجید تمام میشود حال گاهی این وسط مختصر صدایی هم بالا میرود. و بعد فروکش میکند. اما در استارتاپ ها و سازمانهای کوچکتر همه چیز حول همین جلسه ها و طوفان های مغزی میگردد، از دل همین طوفان ها هست که ایده های ناب یا راهکارهای فوق العده به ذهن خطور میکند و اجرا میشود.

طوفان فکری یا طوفان مغزی یا Brain storm وجودش در هر سازمانی الزامی هست. کلید حل مشکلات در دل همین طوفان ها است، خط مشی آینده ، و حتی چشم انداز های یک سازمان را از دل همین طوفان ها می توان درآورد.

طوفان های فکری اگر بطور منظم و نحوی باشد که به کار ضربه نزند، بهترین راه برای برونریخت افکاری هست که همیه بوده اند و‌نحوه بیانش برایمان سخت بوده است.

گاها در برخی از این برین استورمها ایده هایی را از افرادی میشنوید که فکرش را هم نمیکردید، بنابراین اجازه حضور همه را در این جلسات بدهید و بگذارید حرفشان را بزنند، به حرفشان دقت کنید، چیزهای زیادی برای گفتن هست، خودتان را از بحث دپز کنید بگذارید تیمها باهم صحبت کنند چون صحبت های شما در مقام مدیر میتواند به صحبتها و مغزها جهت دهد ، بعد که همه حرفشان را زدند، خوب کوش کنید و جهت دهی کنید و جمع بندی، البته که وجود یک کوچ قوی در کنارتان بسیار به این جمع بندی و نتیجه دهی صحبتها کمک خواهد کرد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.