قدرش بدانیم


هر کس در راهی که منافع جمع در آن است تلاش کند و حتی اگر به نتیجه نرسد و در حال تلاش برای رسیدن به نتیجه بمیرد، مانند این است که آن کار را انجام داده است. برای همین است که فکر میکنم شهید نزد خداوند بسیار با ارزش است و حتی میفرماید شهیدان زنده هستند. آنها را مرده نپندارید. قصدم پند و نصیحت نیست. فقط میخواهم بگویم که تلاش کردن بسیار با ارزش است، میگویند آدمی با امید زنده است ولی بیشتر امیدهایی به نتیجه منجر شده اند که تلاش در آنها نقش پر رنگی داشته است. امیدی که تلاشی با آن نباشد زهی خیال باطل است. امیدی که توام باشد با باور، امیدی که توام باشد با تلاش، امیدی است که با توکل به خدا میتواند انسان را به مقصود برساند. تقریبا همه عرفای ما، شعرای ما، لذت فراق را بسیار با شکوه میدانند، فراقی که در پی اش امید وصال است. اگر همیشه وصل باشد که شیرینی اش را از دست میدهد. عین ماه رمضانی که دروازه های وصل باز هستند و آدمی فرصتی می یابد ازین دروازه ها خود را به معشوق برساند، و ناز و نوازش معشوق را طلب کند. شب های قدر هم که دیگر فکر میکنم، راهی است برای اینکه روبروی معشوق بنشینی و آنچه امیدت است را از او بخواهی که توان تلاش برایش را در وجودت فراهم کند که به وصلش برسی. آنقدر که حافظ و سعدی و مولانا با عطش وصل و در هجران معشوق نوشته اند، حتما خبری بوده است. خبری که شاید من به عنوان یک فرد عادی کمتر درکش کنم. فقط کتابهای شعر نیستند، دعاهای منسوب به بزرگان دین را هم که میبینی همه اش این عطش است و همه اش امید به وصل یار. ادبیات و عرفان و دین ما همه اش همین است که معشوقا ما را طعم وصال بچشان. الان روزهایی است که معشوق بیشتر به ما توجه میکند، هم قدرش را بدانیم و هم یکدیگر را فراموش نکنیم. لذت رسیدن به هر آنچه میخواهید را با امیدی که هرگز از آن کاسته نمیشود و با تلاشی که هر روز بیشتر میشود از حضرت دوست برایتان طلب میکنم.

به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی

چه غمست عاشقان را که جهان بقا ندارد

برویم مست امشب به وثاق آن شکرلب

چه ز جامه کن گریزد چو کسی قبا ندارد

به چه روز وصل دلبر همه خاک می‌شود زر

اگر آن جمال و منظر فر کیمیا ندارد

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.