قرص های لعنتی


جایی که خواننده میگه “این قرص های خواب لعنتی” چنان حس قوی در من ایجاد میکنه که میدونم تجربش رو داره یا چنان هنری داره که چنان اغواگری ایجاد میکنه.

آره لعنتی، وقتی مجبوری برای ساعاتی بخوابی و هیچ کس و هیچ چیز به جز همین ملعون ها نمیتونن کمکت کنن. اونم من اسمش رو خواب مصنوعی میزارم. یه همکار دارم که به نوعی پدر همه ما حساب میشه، سالهاست باهم همکاریم حدود ۶۰ و اندی سالشون هست، چند سال پیش برام تعریف کرد که بر اثر یه سانحه دیگه نمیتونه بخوابه و شبها فقط دقایقی توی رختخواب چشماش رو میبنده، اون موقع ها اینقدر بدخواب نبودم، این روزها خیلی خوب میدونم اون بنده خدا هم چقدر براش سخته. تصور کن هیچوقت خواب عمیق نداشته باشی، حتی “قرص های لعنتی” هم فقط برای مدتی بهت کمک میکنن بخوابی، بعد از مدتی همیشه بیداری. چرت های کوتاه ، چشمهای قرمز و اگر یک شب بتونی خوب بخوابی چقدر خوشحالی. اینو میگم که حتی اگر خوب میخوابی بابتش خوشحال باشی. امثال من باز هم هستن که خواب براشون یه چالش شده. سالهاست منم دیگه نمیخوابم، روزهام به هم وصل هست. هفته هام‌ تموم نمیشه. معنی اخر هفته رو نمیدونم. همه امیدم و باورم اینه با نازنین همکارایی که دارم و‌مرتب به جمعشون اضافه میشه تغییری هرچند کوچک و البته مثبت برای همه دنیا و برای مردمانش ایجاد کنم. همیشه در ازای هر چیزی که بدست میاری چیزی از دست میدی، و برای من با قاطعیت میگم برای هدفم ، خواب چیز با ارزشی نیست که نگرانش باشم.

یا علی

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.