مالیات بر رمزارزها


اداره مالیات و امور دارایی این روزها به ترسناکترین واژه برای کسب و کارهای آنلاین و استارتاپ ها و مخصوصا فعالان حوزه کریپتو کارنسی تبدیل شده است، صادقانه بخواهم عرض کنم، کلمه ترسناک زیاد است این هم یکی از کلمات ترسناک است. سالهای پیش که من پرونده مالیاتی تشکیل دادم، هم برای شخص خودم و هم برای شرکتهایی که در آن فعال بودم و سعی میکردم همه چیز را واقعی در دفاتر ثبت کنم. بسیاری بر من خرده میگرفتند که با این کارها خودت را در معرض تیرهای غیبی قرار میدهی و حسابت را میرسند. ولی آن موقع روزی را میدیدم که دولت به حسابهای مردم هجوم بیاورد و همه حسابها و گردشهایشان را پالایش کند و مالیات چند برابر بگیرد. حتی برای معاملات مربوط به کریپتو کارنسی ها هم که هیچ قانون و دستورالعملی نبود با احتساب سود و زیان، مالیات آن را پرداخت میکردیم. بالاخره آن روزها که همه میترسیدند دارد می آید. همه حسابها در حال بررسی هستند. من که زودتر اقدام کرده بودم هم در دایره ای ویژه به حساب کتابهایم دارند رسیدگی میکنند، هرسال هم مالیات اضافه ای برایم تعیین میکنند و باید پرداخت کنم. در خصوص اینکه کلا مالیات بدهیم یا نه دیگر صورت مساله نیست. چون در هرصورت همه حسابهایی که با آنها کار شده است در حال شناسایی هستند. بهترین کار این است، واقعا بر مبنای سودی که حاصل شده حساب و کتابهای خودمان را یک دفتره ثبت کنیم. حداقل اگر فردا گرفتار دعاوی مالیاتی شدیم میتوانیم نشان دهیم که صادق بوده ایم، طبیعتا مالیاتی که از ما اخذ خواهند کرد بیشتر از آنی خواهد بود که در واقعیت است. ولی هرچقدر سابقه پرداخت مالیات داشته باشید، کار کمی آسانتر میشود. در هر صورت اداره مالیات پولش را میخواهد، و از هر کس پرداخت نکرده خواهد ستاند و از آنها هم که پرداخت کرده اند باز هم بیشتر خواهد ستاند. این را بیشتر برای هم صنفانم در حوزه رمزارزها عرض میکنم. حواستان باشد پرداختن به مسائل مالیاتی شما را از اصل کسب و کارتان غافل نکند، صادقانه همه چیز را ثبت و ضبط کنید و به کارتان برسید. موقع رسیدگی تان که شد، فقط شما نیستید، کسب و کارهای زیادی در حوزه رمز ارزها بوده اند و فعالیت داشته اند، همین باعث میشود حتی اگر بنا بر علی الراس کردنتان هم باشد، عادلانه تر باشد. عرایضم بیشتر بیان تجربیاتم بود. قصدم نه سفید نمایی بود و نه سیاه نمایی. درست است که دارایی و مالیات ترسناک است، وقت گیر است. ولی این هم جزیی از کسب و کار است. مثل بیمه ، مثل مالیات بر حقوق، مثل هزار تا مشکل دیگری که داریم که کسی صدایمان را نمیشنود. مثل افزایش حقوقی که حق همکارانمان است ولی ما به عنوان کارآفرین هیچ ملجا و پناهی نداریم که بگوییم درآمد من هم باید اضافه شود که بتوانم حقوق بیشتری پرداخت کنم ، همه اینها هستند. درد و دل زیاد است . بگذریم در کل برای ادامه بیزنسهایمان باید این شرایط را بپذیریم و تعامل کنیم، اتحاد رقبا را تقویت کنیم تا انشالله به یک روال طبیعی برسیم مثل بقیه کسب و کارها.

یا علی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.