مویه


آدمها مهربان هستند، ولی آدمهای نامهربان هیچ انتهایی برای نامهربانی شان وجود ندارد، خردت میکنند. لهت میکنند، نامنصفانه قضاوتت میکنند. هرچه فکر میکنی هرچه در حقش کرده ای بدی نبودی. ولی چرا به تو اینطور میتازد، نمیدانم حسادت چقدر تاثیر دارد، ولی فکر میکنم حسادت یکی از ویژگیهای آدم است که اگر گرفتارش شود، دیگر هیچ چیز برایش معنی ندارد، فقط میخواهد به هر طرز ممکن ضربه بزند، به هرچیزی که بتواند آدمی را برنجاند و بعد دلش که خنک شد، شاید هم پشیمان شود. یا شاید اصلا همدردی کند. یعنی میبینم آدمها گاهی چشم دیدن خوشی آدم خاصی را ندارد، دوست دارد در بدترین حالت ببینتش و بعد خودش هم با او همدردی کند. انگار کارش برایش شیرین تر میشود. بعضی آدمها دوست دارند، فردی را تا قهقرا هلشان دهند و حتی هزینه هم کنند که کسی را از سر راهشان بردارند و بعد برایش مویه بخوانند، وای که امان از این آدمها، حس حسادت و تنفر عجیبی در وجودشان شکل میگیرد. به هیچ چیز فکر نمیکنند جر نابودی آن شخص. من که فکر میکنم پست تز از اینها واقعا نیستند. آدمی که ارزشهای انسانی را زیر پا میگذارد، به بقیه حسادت میکند حتی دست به دامن دعا و این خرافات هم میشود. هرچقدر خوبی در حقش کرده ای را فراموش میکند، حتی تو را باعث بدبخت بودنش میداند. یا حس میکند که تو حقش را خورده ای، ولی تو خودت که پیش وجدانت میدانی کاری جز لطف در حقش نکرده ای. نمیدانم چه میشود که آدمی به این درجه از انحطاط میرسد. نمیدانم چه میشود که شاه بین حافظ که میفرماید: “مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن/ که در طریقت ما غیر ازین گناهی نیست” . نمیدانم چرا آدمها نه همه شان ها ، همین ها که درباره شان نوشتم، آنقدر وقیح میشودند که همه جیزهای گذشته را فراموش میکنند و روز و شبشان میشود انتقام از کسی که کاری جز خوبی برایش نکرده است. بعضی هایشان هم خودشان را بالاتر از دیگران و آن شخص میدانند و وقتی ببینید آن فرد جایگاهی دارد، اصلا نمیتوانند تحملش کنند. خیلی وقتها هم حرفشان است که “این یارو پیزوری حقش این جایگاه نیست” باید بزنم نابودش کنم. گاهی هم آنقدر ناشیانه این کار را میکند که خودش را بر باد میدهد. من فکر میکنم. دشمنی کردن و این نفکرات مسموم بیش ازینکه به یک فرد خاص ضربه بزند، روح خودش را سیاه میکند و آنقدر خودخوری و حرص میخودرد که ناگهان شاید پی بیفتند یا حتی خودش را بکشد که رشد کسی را نبینید. این آدمها احمق ترین آدمهای روی زمین هستند. همه دنیا را هم بگیرند، این حس نابودشان میکند.میشود یک هیتلر در مقام خیلی کوچکتر که آخرش باید خودش را خلاص کند. از آدمها این حس را گرفتید تا میتوانید از آنها دور شوید. این ها احمق ترین آدمهای زمین هستند.

حاسدم دست خدیعت برکشید از آستین

مر مرا افکند از چشم وزیر راستین

حاسدم بَر بود یکجا آنچه هشتم در شهور

دشمنم بدرود در دم آنچه کشتم در سنین

چار ساله خدمتم بار فسوس آورد بار

تا که گیتی ‌این‌ چنین بودست بودست این‌ چنین

حاسد بی‌تقوی من حیله‌ها داند بسی

کانچنان حیلت نباشد هیچگه با متقین

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *