نازنین همکارانم

تعدادی از همکارانم در خط مقدم

تعدادی از همکارانم در خط مقدم


همیشه سعی میکنم در بین همکارانم حضور داشته باشم. وقتی تعدادمان کمتر بود حتی میزکار هم نداشتم و در کنار سایر همکارانم باهم کار میکردیم. هرچقدر بزرگ شدیم و باید ها نباید ها سازمانی بوجود آمد، من هم رفته رفته صاحب میز جدا شدم که در ابتدا همان میز کنفرانس بود و اگر جلسه ای بود در گوشه ای برای خودم جایی پیدا میکردم و لپ تاپم را روشن میکردم کار میکردم، ولی یواش یواش اتاق هم به من اختصاص دادند و بعد هم کلا واحد جدا. این دقیقا خواسته من نبود چرا که انرژی ام را از بین همکارانم بودن میگیرم. ولی خوب اقتضای سازمانی تر شدن است و ارتباطات خارج از سازمان که لازم بود دفتر و میز جداگانه ای داشته باشم، گاهی اوقات اینقدر جلسه دارم که صبح که وارد اتاقم میشوم تا بعد از غروب از جایم تکان نمیخورم مگر برای استفاده از سرویس بهداشتی. ولی با این حال تلاشم را میکنم روزانه به تعدادی از نازنین همکاارانم که در همسایگی من هستند سری بزنم و خوش و بشی کنم و حالم خوب شود. ولی واقعا روزها هم میشود نتوانم این کار را کنم. و حتی برای خودم نوت مینویسم که فردا باید به همکارانم سری بزنم. یا مانند دیروز و امروز که تلاش کردم بین همه آنها بروم و خوش بش کنم. یک زمانی خودم هم در فرآیند استخدام بودم و این باعث میشد همه را بشناسم ولی الان وقتی همکارانم را میبنم به کرات پیش می آید که فرد جدیدی را استخدام کرده ایم و شناخت مستقیمی از هم نداشته ایم، تلاش میکنم اسامی را به خاطر بسپارم. ولی طبیعتا هرچقدر بزرگتر هم شویم این موضوع جدی تر میشود که همه را نشناسم. واقعا چیزی نیست که ته دلم دوست داشته باشم. ته دلم دوست دارم همه را بشناسم و با همه صحبت کنم و نقطه نظرات و دیدگاههای ارزشمندشان را نسبت به کسب و کاری که در آن فعالیت میکنند بدانم. چون میدانم نقطه نظراتشان اگر مستقیم و بدون فیلتر به من برسد قطعا میتوانم تصمیمات بهتری بگیرم. ولی با این حال این هم جزیی از بزرگتر شدن سازمان است. ولی بدنبال راهی هستم که اعتمادی که بین ما هست هر روز قویتر و مستحکم تر شود، زیرا این اعتماد دو سویه و چند سویه بیشتر به ما کمک میکند که در راستای چشم اندازمان حرکت کنیم. من باور دارم در مقطعی هستیم که در در حوزه کریپتو کارنسی که یکی از زمینه های کاریمان است داریم تاریخ مینویسیم. ما آنقدر خوش شانس بوده ایم که در اولین دهه ظهور کریپتوکارنسی ها و از ابتدایش در این حوزه فعال بوده ایم و الان هم در راستای قانون گذاری اش در حال فعالیت و تلاش با نهادها و ارگان های مختلف هستیم، ما جزو اولین پلتفرمهای تاریخ هستیم که در این خصوص فعالیت میکنند. من باور دارم آینده از آن کریپتو کارنسی ها و فناوری بلاکچین است و چقدر خوشبختیم که میتوانیم در این راستا فعالیت کنیم و هم در بعد آموزش مردم را آگاه کنیم و هم از این راه ارتزاق کنیم و برای چشم اندازمان که بهتر کردن زندگی همه مخلوقات خداوند استحرکت کنیم و در زمینه قانون گذاری آن هم قدم برداریم. این پدیده نوظهور در دنیا هم قدمت با قدمتش در ایران است و این نشانه تلاش ما و سایر افرادی است که در این زمینه فعالانه تلاش کردند و همت کردند. همه این افراد، همه نازنین همکارانم ، همه ما مطمئنم روزی در تاریخ نگاشته خواهیم شد. ما ارزش می آفرینیم و بر این باورم ارزشی که خلق میکنیم در راستای منافع جمعی و منافع ملی کشورمان است، ازین که این فرصت برای ما فراهم شده است خوشحالم و از همه چالش هایش هم با روی باز استقبال میکنم زیرا که این کار کار هرکسی نیست. و همه همکارانم هم که امروز با ما در این حوزه تلاش میکنند میدانند آینده از آن ماست، ما حتی در حوزه املاک که از نظر خیلی ها صرفا یک کسب و کار سنتی است به دنبال خلق ارزش و استفاده از تکنولوژی هستیم و این مهم به زودی اتفاق می افتد. هر قدمی که برمیدارم به پشتوانه نازنین همکارانم است و باور دارم باارزشترین دارایی نیک اندیش سرمایه های انسانی خوب آن است.

این همه نیش می‌خورد سعدی و پیش می‌رود

خون برود در این میان گر تو تویی و من منم

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.