مرحوم


دو‌چیز ذهنم را بین همه ذهن مشغولی هایم، مشغول تر کرده است.

اول اینکه فیلترینگ کسب و کارها اینقدر راحت و با یک نامه انجام میشود، درد آن زمانی بیشتر است که این نامه از سمت اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی که قرار بود چتری بر سر کسب و کارهای اینترنتی باشد انجام شده است. من تجربه خریدی از سایتی که فیلتر شده ندارم. ولی هرچه باشد میدانم فیلتر کردن یک کسب و‌کاری که عده ای از آن میخورند کاری است بسیار ناپسند، منتظرم شواهد و مدارک تخلف این وب سایت را ببینم، که آیا حتی اگر مشتری ناراضی هم داشته است، آیا میتواند دلیلی کافی برای فیلتر شدن آن باشد یا خیر. همین چند ماه پیش بود نامه ای ابلاغ شد که دستگاههای دولتی بدون بررسی در شورایی مرتبط در قوه قضاییه اجازه نامه نگاری برای فیلترینگ کسب و کارها ندارند و حال همان هایی که ادعای حمایت میکنند بزرگترین تنبیه را برای یک کسب و‌کار در نظر گرفته اند و ابلاغ و اجرا شده است. حوزه کریپتو کارنسی ها و‌حوزه های مالی را که هیچ وقت تحت این چتر حمایتی قرار ندادند و عموما این اتحادیه در دست تاکسی تلفنی های آنلاین و فروشگاههای اینترنتی قرار دارد. همان بهتر که اتحادیه ای از ما حمایت نکند تا اینطور‌ بخواهد برایمان قدرت نمایی کند. ما داشتیم با اجباری شدن اینماد مخالفتمان را اعلام میکردیم و از آن سو عده ای دیگر در حال درست کردن یک گلوگاه مجوزی دیگر برای کسب و کارها بوده اند، طبیعتا نظرم این است نظارت باید باشد، اگر فردی یا شرکتی به هر نحوی فعالیتی کرد که بر خلاف منافع ملی ما بود هم باید برخورد لازم صورت بگیرد ولی این برخورد لزوما به معنای قهرانه ترین نباید باشد. مخصوصا در حوزه هایی که بر لبه علم و تکنولوژی در حال حرکت هستند این نگرانی در آنها بیشتر میشود زیرا که اگر اینماد هم شروع به دستور فیلترینگ دادن کند، اینترنت ایران را همچون کف دست خواهند کرد. روحیه کسب و‌کارهای مبتنی بر تکنولوژی مبتنی بر تغییر و تکامل دائم است، نمیتوان امروز قانونی برایش تدوین کرد و تا سالها به آن استناد کرد، حتی همین بورس سال ۱۳۱۵ ایده اولیه اش شکل گرفت، و تا قانونگذاری اش نزدیک به سی سال طول کشید. تازه بورس اوراق بهادار کجا و کریپتو کارنسی ها کجا، لذا نگرانی بعدی ام از قانون گذاری این حوزه این است که بجای یک چارچوب گذاری خود را گرفتار قوانین عجیب و غریب کنیم، مثلا یک سناریو میتواند این باشد به همه صرافیهای رمز ارز ابلاغ کنیم که باید موجودی کلد ولتشان را در یک صندوق زیر نظر حاکمیت تجمیع کنند، ساده است چه اتفاقاتی می افتد، تجمیع این دارایی ها احتمال هک و‌نفوذ را بالا میبرد، مانند سیستم بانکی‌نیست که اگر‌پولی جابجا شد مقصدش مشخص باشد و ردگیری کنیم بلکه اگر رفت دیگر رفته است.تحریم را هم به آن اضافه کنیم . هر صرافی برای امن بودن دارایی های مردم برنامه ای دارد و برای اینکه گرفتار تحریم نشود هم هر روز تغییراتی را در سیستم خود اجرا میکند. تجمیع دارایی ها در یک جا این خطر را دارد که ناگهان همه چیز از بین برود، مثلا مگر صرافی های سنتی همه دارایی های ارزی خود را در یک صندوق دولتی تجمیع میکنند. اینها احتمالات است و لزوم توجه به این احتمالات است قانونگذار میتواند با دقت بیشتری و با آینده نگری جارچوبی تعیین کند تا هم کسب و‌کارهای ایرانی بتوانند حضور بیشتری در بازار داشته باشند و‌هم بتوانند سرمایه های خارجی جذب کنند. و همیشه مواظب خط قرمزمان که منافع ملی است باشیم.اهمیت ندادن به این موضوع ها باعث میشود نخبه های ما با سرعت بیشتری به کشورهای خارجی مهاجرت کنند، کشور بیش از پیش با کمبود نیروی انسانی نخبه مواجه شود و آخرش فقط جنازه کسب و کارهای اینترنتی روی دستمان بماند، و دیگر فردی که مرده است را باید تدفین کرد. این که چه بود و چه شد مهم نخواهد بود. قبل ازینکه جنازه این اکوسیستم پویا و انقلابی روی دستمان بماند باید کاری کنیم. نه اینکه ما آبیاری اش کنیم و دیگری گلابش رو بگیرید و ما بمانیم و جنازه ای که چقدر پتانسیل داشت و‌مرد.

در هرصورت تکلیف بر ما روشن شده است، ما باید جزو اولین کشورها در حوزه تکنولوژی و هوش مصنوعی باشیم. من به سهم خودم ادای دین میکنم، انشالله این همت در همه وجود داشته باشد تا برای تکلیفمان تلاش کنیم

جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را

از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا

یا این دل خون خواره را لطف و مراعاتی بکن

یا قوت صبرش بده در یفعل الله ما یشا

یا علی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.