همه چیز همانجور که به نظر می رسد نیست، همانطور که اگر فردی سوار ماشین گرانقیمتی میشود حتما پولدار نیست، یا اگر فردی هر روز نماز میخواند ممکن است هیچ از اسلام نداند. ازین تناقض ها در زندگی زیاد است و باعث قضاوت های زیادی هم میشود، بارها گفته ام دوست دارم زندگی هیچ کسی را قضاوت نکنم، چون بسیار زیاد مورد قضاوت قرار گرفته ام حتی از طرف نزدیکانم که هیچ ریشه ای در واقعیت نداشته اند. آدمها وقتی دور هم جمع میوند معمولا خطرناک میشوند و براحتی غیبت میکنند. گاهی برایم حتی عجیب است، در یک‌جلسه رسمی‌ناگهان‌صحبت از مواردی میشود و‌یا حتی رقبایی میشود و نسبت هایی به آنها داده میشود که حداقل ازین بابت که نیستند که از خپد دفاع کنند، منصفانه نیست. نمیدانم چرا آدمها از‌پشت سر یکدیگر‌لذت میبرند. دیروز در‌جلسه ای بودم، در خصوص موضوع خاصی صحبت میشد، ناگهان موضوع را برند به سمت سایز رقبا و‌زندگی‌شخصیشان، آنقدر عصبانی شدم که جلسه را ترک‌کر‌دم، این که دیگری مشروب‌میخورد یا نمیخورد چه ارتباطی به من یا جلسه دارد، این که دخترش مشکل تکلم دارد باز هم چه ربطی به من دارد، سند تحول را دیدم ویرایش اولش را ، این همه زحمت کشیدیم، ولی حس میکنیم بدون توجه به بخش خصوصی و با برخی تخیلات قرار است تصویب شود، حداقل به عنوان یک فعال اقتصادی که میتوانم بگویم با آن مخالفم، مخصوصا در حوزه رمز ارزشها و باز هم تاکید کنم حاضزم‌مسولیت کل این حوزه را به دوش بگیریم و جوابگو هم باشم.در بعضی جاها نوشته هایی میبینم که انگار یکی به یکی دیگر گفته و آن گفته خوب است و نوشته اند. این همه جلسه و‌همکاری که آخرش ما دیده نشویم. همه دمشان را بگذارند روی کولشان و‌فرار‌کنند؟ واقعا حتی اگر‌مسولین هم این را بخواهند برایم سخت است که باور‌کنم‌منافع ملی ما هم به همین نیاز دارد. داریم فرصت ها را از دست میدهیم. تضمین میدهم حوزه رمزارزشها را بسپارید به دست فعالان این حوزه، به آنها اعتماد کنید. و نتیجه اش رو ببینید.از نظر من براای کشور تصمیم گرفتن آن هم برای همه اش سخت است نمیگویم آسان است، برای همین رمز ارزها هم تصمیم گرفتن سخت است ولی کار را بدهیذ دست کاردان ها قبل ازینکه دیر شود، همه این فرصت ها حق الناس است که داریم از دست میدهیم.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.