جنگ


زمانی جوانتر بودم و حتی گاهی با خودم خلوت میکردم،میگفتم این همه تلاش برای چه،آخرش قرار است چه چیزی را بدست بیاورم. همیشه ازینکه افرادی را ببینم که از زندگی شان ناامید بودند ، آزارم میداد. به این معنی نبود که خودم همیشه امیدوار بودم. فقط نوع ناامیدی من با بعضی ها فرق میکرد. بعضی از افراد همیشه در مدار ناامیدی میچرخیدند و هیچ امیدی به تغییر آینده نداشتند، ولی نیرویی در درونم بود که همیشه مرا به جلو هل میداد، ازینکه همیشه ناامیدباشم ناراحت میشدم. همانطور که بارها گفته ام، به خودم حق میدادم روزهاناامید باشم و به نقطه ای خیره شوم و بگذارم افکارم به هر سو دوست دارند مرا بکشند. ولی همیشه و ناگهانی خودم را از آن ورطه فراری میدادم و برمیگشتم به دنیایی که که باید برای بهتر شدنش بجنگم.هیچ چیز نه پول، نه شهرت و قدرت برایم ارزش نبود، بعدها دیدم برای اینکه بتوانم برای دنیا مثبت باشم، و تغییری ایجاد کنم به پول و شهرت وقدرت نیاز دارم.به تولید ثروت نیاز دارم. ثروتی که در راه خدمت به کشورت و بعد به دنیا باشد و نه در راه خوشگذارانی خودت. چون تو بهترین کیفیت زندگی را هم تجربه کنی اگر هدفت فقط کسب پول بیشتر باشد. آخرش یک جا دلت را میزند. ولی وقتی برای یک دنیا تلاش کنی همه عمرت را هم که صرف کنی باز جا برای رشدت هست، باز قدرتمندانی هستند که با تکیه بر قدرتشان جلویت را خواهند گرفت و تو در جنگی قرار میگیری که باید موفق شوی. ماشینهای برقی سالیان پیش طراحی شدند، ولی بزرگترین مانع آنها غولهای نفتی بودند نه آدمهای عادی. گاهی دست ودلم میلرزید که اگرمیخواهی تغییری ایجادکنی، آیا واقعا آدمش هستی. ولی وقتی زندگی نامه افرادی که در دنیا ایجاد تغییر کرده اند را خواندم دیدم. آنهاهم انسان بوده اند مثل من و شما. هیچ برتری نداشتند جز هدفمند بود و تلاشگر بودنش و برای کمتر کردن درد دنیا با همه وجودتلاش کرده اند. برای من کشوری که در آن زندگی میکنم و بعد از آن دنیایی که در آن زندگی میکنم بزرگترین دلیل هستند برای اینکه دست به کاری بزنم و حتی اگر موفق نشوم، تلاشم راکرده باشم. دوست دارم از درد دلهایم بنویسم ازین بنویسم که بارها و بارها برایم فرصت مهاجرت پیش آمد ولی نرفتم. حس میکردم باید به جایی اول خدمت کنم که در آن بزرگ شده ام، من نه آقازاده ام و نه ارتباطات خاصی دارم. من فقط تلاش کردم در شرایطی که کشورم و مردمش به من نیاز داشتند قدم بردارم. نتیجه اش شد تشکیل پرونده در دادگاه های آمریکا به این بهانه که به مردم ایران کمک کرده ام که از سد برخی تحریمهای ساده مانند خرید یک اپلیکیشن یا ثبت نام در یک آزمون بین المللی بگذرند. من پشیمان که نیستم، خوشحال هم هستم که در شرایطی که همه قدرتهای دنیا به ما پشت کردند توانستم قدمی برای مردمم بردارم. قضاوت شدم، وقتی برایم پرونده ایجاد شد،خیلی از همین هموطنان و حتی رقبایم مرا به باندهای بزرگ وصل کردند، گفتند حتما خیلی ثروت جمع کرده که آمریکا برایش پرونده ایجاد کرده. ولی من دارایی ام درآن موقع به صدمیلیون تومان هم نمیرسید. من هرچه کردم برای کشورم بود و برای مردمی که از ساده ترین امکانات پرداخت های بین المللی محروم بودند. این اتفاق مرا در مسیرم نه تنها مصمم تر کرد بلکه همیشه به عنوان یک نقطه عطف از آن یاد میکنم ، نه تنها ناامید نشدم ، بلکه چشم انداز نیک اندیش را با شرکایم، ایجاد تغییر مثبت در دنیا قرار دادم، دنیایی که انسانها، حیوانات و گیاهان بتوانند بهتر زندگی کنند. این بار دیگر دست خودم نبود، دیگر به خودم حق ندادم ناامید شوم. کاری کردم که همه دنیا متوجه آن شدند و چه قوت قلبی بالاتر از آن که این بار اگر در راستای منافع ملی کشورم قدمی بردارم باز یک دنیا را میتوانم معطوف به فعالیتمان کنم. قوانین عوض میشود، دیوارهای برلین فرو میریزد، کره شمالی و جنوبی آماده گفتگو میشوند، خدمت من و امثال من که به عنوان جرم در کشوری که خودش هرجرمی رابهانه حقوق بشر انجام میدهد هم یک روز دیگر جرم نخواهد بود. و در نهایت نام آن افرادی خواهد ماند که در شرایط سخت به کشورشان خدمت کردند، یا آن عده ای که از ترس یا به قول خودشان مصلحت کناری کشیدند با اینکه توان کمک را داشتند. نیک اندیش هدفش خدمت به و ایجاد تغییر است. نیک اندیش در هر عرصه ای که بتواند به هموطنانش کمک کند وارد عمل میشود، نیک اندیش سرمایه اش نیروهای انسانی آن است. نیک اندیش به دنبال آن است بتواند تغییری هرچند کوچک در دنیا ایجاد کند. دنیای که میشناسیم به سمت استفاده از فناوری های نوین پیش میرود، دنیایی که ما میشناسیم دیگر به سمتی میرود که به سلطه اسکناس پایان خواهد داد،
و البته هنوز در ابتدای این راه است. جهان در حال تغییر است، بانکهای جهانی ازین اتفاق نگران هستند، برای اینکه غیرمتمرکز بودن نقل و انتقالات مالی دودش اول در چشم آنها میرود، اگر برایش میجنگند، اگر هر روز علیه کریپتوکارنسی ها مینویسند، به نظرم کاملا طبیعی است. اگر آمریکا و سردمدارانش مدام از نگرانی شان میگویند و تحت سلطه در آورن کریپتوکارنسی ها دلیلش ترس است، ترسی که فردا دیگر اسکناس آنها و واحد پولی آنها قدرتش را از دست خواهد داد و جایش را پول آینده بر بستر غیرمتمرکز بلاکچین خواهد گرفت.همان ها بیش از هر نهاد دیگری کشورهای در حال توسعه را از عواقب کریپتوکارنسی ها میترسانند، همانها بیشتر از بقیه نگرانند که مبادا کشوری که با تحریم میخواهند کنترلش کنند،رو به استفاده از کریپتوکارنسی ها بیاورد، و هرچه رشته اند پنبه شود. چین با همه گردن کلفتی اش از ممانعت استفاده از کریپتوکارنسی میگوید و از آن سو حتی در پمپ بنزینهایش هم کریپتوکارنسی میپذیرد. همه قدرتهای بزرگ ازین که کشورهای در حال توسعه ازین فناوری استفاده کنند هراسان هستند. چون میخواهند همگی با هم حداقل پنجاه و یک درصد از قدرت شبکه را به دست بگیرند و همان کاری را کنند که قبلا میکردند ، یعنی سیطره شان بر کریپتو کارنسی ها. و سیطره اشان بر دنیا. الان وقت تصمیم است، وقت آن است که به آنها نشان دهیم، ایران با رقم اشتعال بیش از یکصدهزار نفر در این حوزه و با قدرت استخراج حداقل ده درصد از شبکه ، قابل چشم پوشی نیست. میخواهید مذاکره کنید بسم الله. ولی اگر قدرت ما را دست کم گرفته اید و یا از دید بالا به پایین میخواهید نگاه کنید، بروید و وقت دیگری بیایید. الان مجلس انقلابی ما، جوانان نخبه ما، با وجود همه سنگ اندازی های داخلی و خارجی وارد این میدان شده اند، هرجا حاکمیت و نخبه های این سرزمین دست به دست هم داده اند توانسته اندکاری کنند کارستان. الان نوبت بازی ما هست، نوبت ما هست که ثروت خلق کنیم. نوبت ما هست که از پتانسیل های موجود بهترین استفاده را کنیم. هر تکنولوژی هم استفاده های مثبت میتوان از آن کرد و هم منفی. از انرژی اتمی هم میتوان بمب ساخت و هم برق. و این ما هستیم که تعیین میکنیم در چه راستایی از آن استفاده کنیم. بیت کوین و سایر کریپتو کارنسی در اولین دهه زندگی شان هستند، هم میتوانیم بگوییم ابزاری هستند شبیه قمار و کازینو و کلا ممنوع اعلامش کنیم.این دقیقا همان چیزی است که دشمن دوست دارد ما بگوییم. و بعد منتظر تبعات منفی اش باشیم، بازارهای زیرزمینی، کلاهبرداری، و خروج سرمایه از کشور، و شاد کردن دشمنان قسم خورده مان. زیرا که خوب میدانیم، مردم به این سمت گرایش پیدا کرده اند، امروز ممنوع شود، فردا هجوم سرمایه های مردم را به سمت صرافی های خارجی خواهیم دید و بالطبع این فرصت طلایی را نیز از دست خواهیم داد. فرصتی که میتواند سبب برتری اقتصاد ما شود، فرصتی که میتواند به خلق ارزش و تولید ثروت ملی برای ایرانمان منجر شود.الان زمان تصمیم است، جوانان نخبه و انقلابی ما که در وطن مانده اند منتظر یاری شمایند، تا به الان هم هرچه کرده اند آتش به اختیار و به فرمان رهبرشان بوده است، الان نوبت شما در حاکمیت است که یا علی بگویید و دستشان را بگیرید و به آنها اعتماد کنید تا بایستند و بجنگند در این جنگ نابرابری که دشمنان ما برایمان رقم زده اند.

ميچرخمو ميرقصمو مينوشم از اين جام بيخود شده از خويشم و از گردش ايام

یا علی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.